الهی نامه
الهی چگونه گویم نشناختمت و چگونه گویم شناخمت که نشناختمت.
الهی اگر تقسیم شود به من بیش از اینکه ادی نمی رسد.
الهی اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار.
الهی از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بیشتر.
الهی دل چگونه کالهی است که شکسته ی آن را خریداری.
الهی آن خواهم که هیچ نخواهم.
الهی آن که از مرگ می ترسد از خودش می ترسد.
الهی اگر جهنمی هستیم جهنمی عاقلی را رفیق ما گردان.
الهی شنیدم که فرمودی چه کنم با مشتی خاک مگر بیامرزم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 16:14  توسط زغالخته
|
